دختری بود.....

دختری بود.....

دختری بود که خیلی وقته مثل کوچیکتری هاش موهاشو زیر روسری باز نکرده بود اون شب که باباش اومد دنبالش موهاش رو ریخت دورش و شالشو گذاشت سرش...از ازادی موهاش از اینکه لازم نیست کلیپس لعنتی که سرشو درد می آورد رو تحمل کنه لذت می برد....ریز ریز می خندید...انگشتاش کشیده و تقریبا لاغره..وقتایی که زیاد گریه نمیکنه بهش میگن خوشگل تره...ناخن های لاک زده رو دوست داره...دوست داره لاک بزنه اما نمیزنه...اخرین باری که ناخن های پاشو رو لاک زده بود اب های دریای شمال روشون لیز خورد بود....موهای بلند رو دوست داره اما میخواد موهاشو کوتاه کنه...شاید دوباره دلشو بزنه به دریا و بره کچل کنه بشه طاسه طاس....انگشت های کشیده شو دوست داره......

کاش یه روزی با یه موزیک خوب بیاد که باهات همقدم بشه....هم صدا باهات نوشته هات رو بخونه.....

نظرات کاربران
X
در صورت مشاهده مطالب مغایر با قوانین و شعونات اسلامی از بخش ارتباط با ما گزارش دهید تا سریعا حذف گردد